حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
633
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
ديگر مصادره مىشد ، خراج اراضى كوچك سنگين بود و گاه ميشد مالكان كوچك زمين خويش را بمالكان بزرگ مىپيوستند تا از خراج سنگين مصون مانند و به تبعيت ايشان فقط عشر ميدادند و اين روش را " پناهبرى " عنوان ميدادند ، يعنى مالك ناتوان زمين خويش را به قويتر منسوب دارد تا از آن حمايت كند . روش تيول عيوبى نيز داشت و تيولگير كه كوشش داشت زودتر ثروتمند شود به طرق گونهگون جيب زراعت پيشگان را خالى ميكرد تا خراج را بپردازد و سهمى براى خود نگهدارد و مردم نيز از تحمل اين وضع چاره نداشتند بندرت شكايتشان به گوش كسى ميرسيد و اگر هم مىرسيد اثر نداشت بدتر از همه ، آنها كه عهدهدار فراهم آوردن مال بودند از زجر و شكنجه مردم دريغ نداشتند . تيول منحصر به يك يا چند قطعه زمين نبود كه گاه ولايتى به تيول بود و اين روش در دولت عباسى در ايام نفوذ تركان پديد آمد و سرداران ترك ولايتى را به تيول مى - گرفتند كه مال معين و هدايائى چند بپايتخت دهند و هرچه بيشتر گرفتند از ايشان باشد و اين همان روشى است كه بقرنهاى نهم و دهم ميلادى در اروپا متداول بود و در واقع ولايتى در احاره استثمار صاحب قدرتى بود . موعد خراج نوروز بود امويان خواستند آن را يك ماه زودتر كنند . مالكان اراضى راضى نبودند اما هشام بن عبد الملك اعتنا نكرد و وقت خراج يك ماه پيش از نوروز شد و اين ببود تا بدوران هارون الرشيد مالكان از يحياى برمكى خواستند تا آن را دو ماه ديرتر كند ، ميخواست تقاضايشان را بپذيرد اما گفته شد كه وى تعصب گبرى دارد و از اين كار چشم پوشيد و مشكل همچنان ببود تا بدوران منتصر كه وقت خراج را مانند ايام سلف بنوروز كرد ، معتضد نيز آن را نزديك دو هفته جلوتر برد . جزيه كه از ذميان ميگرفتند از منابع دولت بود ، در آغاز كار جزيه را از يهودى و مسيحى در قبال حمايت و دفاع ايشان ميگرفتند كه اينان سرباز نميشدند و بحقيقت